دوستان توجه داشته باشند که برای تهیه این مطلب چند روزی وقت گذاشتم و مقالات متعددی رو درباره نظریات مطرح شده در این رابطه مطالعه کردم.خواهشمندم این مطلب رو تا آخرش بخونید و نظراتتون رو هم در موردش بگید. نظرات رو فقط از بخش نظرات همین پست مطرح کنید و از دادن نظر بوسیله اس ام اس، ایمیل، تلفن،حضوری و… خودداری کنید.در ضمن نظرات با اسم باشه.
یکی از مهمترین و معمول ترین دغدغه های دانشجویان و متخصصین رشته های کامپیوتری و بخصوص رشته iT پایین بودن سطح فرهنگ iT نزدیکان و دوستانشان در برخورد با آنهاست.
برای مثال خود من وقتی کسی ازم سوال میکنه رشته iT چیه؟ ، ایمیل چیه؟ ، وبلاگ چیه؟ یا اینترنت چیه؟ ، برای چی باید از اینترنت و کامپیوتر استفاده کنیم؟ ، برای چی باید بستر اینترنت پر سرعت در کشور فراهم بشه؟ ، برای چی باید از بانکداری الکترونیکی بجای بانکداری سنتی استفاده بشه؟ ، برای چی باید بجای پول تو جیبمون عابر بانک باشه؟ و… از فرط ناراحتی دوست دارم همون جا طرف مقابلم رو با همین دوتا دستام خفه کنم!!!!
اما چون می خوام سطح درک و اطلاعات اطرافیانم در مورد رشته مورد علاقم زیاد بشه و باصطلاح فرهنگ iT بالا بره براشون به طور کامل توضیح میدم و قانعشون می کنم که زندگی بدون iT برای من بی معنی و نشدنیست.
براستی باید برای پیشبرد و توسعه فرهنگ iT و شهروند الکترونیک در کشور و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم چه کرد؟
این یکی از مهمترین سوالاتی است که در بین دانشجویان و متخصصین و محافل تخصصی این رشته مورد توجه و پیگیری شدید است.
در زیر به مهمترین دیدگاه ها در این رابطه پرداخته شده است.
دیدگاه اول: الان دولت برای این رشته سرمایه گذاری و توجه چندانی نمیکنه.پس دست و پا زدن ما هم بی معنیه و بیخود خود را خسته می کنیم.
دیدگاه دوم: بستر iT در کشور مهیا نیست و ما هر کاری انجام بدهیم فقط در جا زدن است و بس.
دیدگاه سوم: شهروندان سنتی علاقه ای به شهروند الکترونیک شدن ندارند و با اینگونه زندگی بیگانه اند.
دیدگاه چهارم: ما متخصصین کمی برای پیشبرد اهدافمان داریم.پس فعلا باید سماغ بمکیم!
دیدگاه پنجم: امنیت در بستر فناوری اطلاعات در حال حاضر در کشور فراهم نیست و اگر شهروندان سنتی را به این حوزه دعوت کنیم بعد از مدتی با شکست مواجه می شویم.
دیدگاه ششم: اگر بخواهیم به اهداف جامعه مبتنی بر iT (فناوری اطلاعات) دستیابی پیدا کنیم باید هر کسی از خودش شروع کند . اگر خودش شهروند فناوری اطلاعات شد آنگاه می تواند جامعه و اطرافیانش را به سوی فناوری اطلاعات سوق دهد. این گونه کلام او برش بیشتری خواهد داشت.
دیدگاه های دیگری هم در این رابطه وجود دارد که در اینجا به مهمترین آنها اشاره کرده ام.
دیدگاه ها رو با کلامی بیان کردم که جایی برای توضیح اضافی نداشته باشد.اما دیدگاه آخر بسیار جای بحث و بررسی دارد و من یکی از طرفداران اصلی این دیدگاه هستم.
در این رابطه داستان بسیار معروف کشیش انگلیسی مطرح است که در زیر به آن اشاره می کنیم :
میگویند بر سنگ
قبر کشیشی نوشته شده: روزی میخواستم دنیا را تغییر دهم، دیدم نشد. خواستم
کشورم را تغییر دهم، نشد. خواستم شهرم را تغییر دهم، نشد. خواستم
خانوادهام را تغییر دهم. نشد؛ و عمرم به سر رسید، و حالا که به گذشته
مینگرم، میبینم اگر خودم را تغییر داده بودم شاید خانوادهام تغییر
میکرد و بر اثر تغییر خانوادهام شاید شهرم تغییر میکرد و کشورم و شاید
جهان نیز.
پیشنهاد می کنم این نوشته بسیار عالی رو هم در رابطه با همین موضوع بخونید.
من هم برای پیشبرد iT ابتدا از خودم و اینگونه شروع کردم:
۱-کم کردن بسیار محسوس تماس های تلفنی و جایگزینی ارتباطات الکترونیکیEmail
2-کم کردن ارتباطات حضوری و جایگزینی ارتباطات الکترونیکی.
۳-استفاده از اینترنت و نامه های الکترونیکی برای بدست آوردن پاسخ سوالاتم.
۴-پاسخ به سوالات و مشکلات اطرافیانم از طریق نامه الکترونیکی و بیگ آی تی بلاگ.
۵-گذاشتن تجربیاتم در مورد زندگی الکترونیکی توسط بیگ آی تی بلاگ.
۶-کسب مهارت های گوناگون و خواندن مقالات مختلف در ارتباط با فناوری اطلاعات.
و اما بعد از این اقدامات در مورد خانواده و دوستان و اطرافیانم هم بیکار ننشستم و اینگونه رفتار کردم:
۱-به محض به دست آوردن فرصت، مزایای زندگی مبتنی بر iT را مطرح می کنم و بحثی را شروع می کنم.
۲-با دیدن یک متخصص و اهل فن این رشته سوالات ذهنم را که درباره آنها تحقیق کرده ام اما به نتیجه ای نرسیدم از آنها می پرسم.
۳-طرح مزایای زندگی مبتنی بر iT برای اعضای خانواده.
۴-گذاشتن دوره آموزش کاربردی اینترنت و رایانه برای اعضای خانواده ام.
۵-آموزش وبلاگ نویسی به برادر کوچکم که الان تقریبا یک وبلاگ نویس حرفه ای شده برای خودش.
و کار های دیگری که مجال آوردنشان در این پست نیست.
به برادر کوچک ۱۲ ساله ام از خردادماه ۸۸ وبلاگ نویسی را آموزش دادم و جالب است که بدانید او بخاطر علاقه وافری که به این زمینه داشت در مدت ۱۲ ساعت وبلاگ نویسی را یاد گرفته و الان هم پس از ۳ ماه وبلاگ نویس شدن یک حرفه ای شده در حد خودش.
برای وبلاگی که می نویسد وب را جستجو می کند و مطالبی را که به آنها علاقه دارد دستچین کرده و روی وبلاگش می گذارد.
رضا از من خیلی درخواست می کرد که باهاش تبادل لینک کنم اما همون طوری که می دونید تبادل لینک برای من مثل جون دادنه!!!
حالا که رفتم به وبلاگش سر زدم دیدم که مطالب خیلی جالبی رو توش گذاشته و ارزش تبادل لینک رو داره.چون واقعا داره روش زحمت میکشه.
وبنو اسم وبلاگشه و مخفف این کلماته:”وبلاگ بزرگ نوجوان“
به یک بار دیدنش می ارزه این وبنوی رضا.